×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 42

پنج شنبه, 01 خرداد 1393 00:41
منتشرشده در خاطرات معلولين

گفتگو با مهدي خاني

نگاهت را تازه کن تا جهانت تازه تر شود

تنهایی به سرآمد روزهای شیرین زندگی را کم کم فراموش کردم و دیگراشتیاقی برای ادامه داشتن زندگی را درخود نمی دیدم . شاید این حرف از زبان کسی که نخستین روزهای زندگی مشترک را می‌گذراند کمی عجیب ونگران کننده به نظر برسد، اما شوق این تنهایی به خاطر آن بود که شاید با معلولیتم دیگر نتوانم برای همسرم یک همسفرمناسبی باشم .

 هرروز که می گذشت من تنها و تنها ترمی شدم .چقدر کلمات به نظرم غریب می‌آیند ومن می‌ترسم که هیچ کدام نتوانند رسانه خوبی برای نشان دادن شادمانی یک معلول ضایعه نخاعی ازشروع زندگی مشترکش باشد.

شاید این اندازه شادمانی وسرور برای آغاز زندگی مشترک درفرهنگ ملی ومذهبی کمی ناشایست به نظر برسد، اما می‌خواهم این هنجارشکنی را به فهرست تمامی هنجارشکنی‌های زندگیم بیفزایم وبازهم تمامی طعنه ‌ها وبدفهمی ‌هارا به جان بخرم و درشروع زندگی مشترکم عاشقانه وپیروز مندانه زندگی کنم.

مهدی می گوید :متولد 1362 ساکن محمدشهر هستم که یکم مردادماه 1385 براثر یک سانحه ء موتور سواری از نخاع آسیب دیدم وازناحیه دو پا معلول گشتم ،5 ماه بود که از ازدواجم می گذشت که معلول شدم ، خیلی برایم سخت بود ، تاآن لحظه در زندگی ام یک معلول هم ندیده بودم . باور اینکه بپذیرم که معلول شد ه ام برایم دیوانه کننده بود ، ذهنم درگیر چراهای زیادی شده بود ، چرا این اتفاق باید برای من بیفتد ؟ و خیلی چراهای دیگر ، اما درحال حاضر معلولیتم را پذیرفتم و از شرایطم راضیم وشکر گذار خداوند هستم .

اوایل معلولیتم خیلی اذیت می شدم ، خودم را از جامعه دورمی کردم اما کم کم با معلولیتم کنارآمدم و درحال حاضر هم مشکلی ندارم و به همه دوستان معلولم می گویم : نگاهت را تازه کن تا جهانت تازه تر شود .

بزرگترین مشکل من و امثال من ؛ نداشتن کار و تامین مخارج زندگی است ، جامعه قشر معلول را نمی بیند ، کسی به شخص معلول کار نمی دهد ، بیشتربه ما ترحم می کنند تا از قابلیت های ما استفاده کنند .

حین گفت گو ، همسر مهدی بریس هایش را آورد گفت : مهدی جان بریس هایت را جا گذاشتی؟ مهدی با لبخند بریس ها را از همسرش گرفت و از او تشکر کرد وگفت : داشتن یک همسر خوب خیلی با ارزشه . از نظر من ازدواج یک امر مهم و خدایی است اما متاسفانه درفرهنگ ما جا نیفتاده است که یک معلول هم می تواند ازدواج بکند ، مستقل شود و تشکیل خانواده بدهد . به معلولین توصیه می کنم تا آنجا که می تواند به این سنت پایبند باشند و ازدواج بکنند .

حرف آخر :

ماحق زندگی کردن و عشق ورزیدن داریم ، بزرگی می‌تواند آنقدر زیاد باشد که صندلی چرخ‌دار، عصا و تمام این وسایل پشت آن گم شوند. آدم‌هایی که به هر نوع دارای معلولیت و نقصی هستند فقط یک ویژگی نسبت به بقیه دارند که این ویژگی قسمتی از زندگی آنها است. یکی چاق است، یکی کوتاه‌قد، یکی عینک می‌زند، دیگری سمعک دارد و من هم روی صندلی چرخ‌دار هستم. این ویژگی‌ها دلیل بر عدم توانایی انسان‌ها نیست. این موضوع فقط در باور آدم‌ها شکل می‌گیرد. اگر باور کردی که نقص داری، و اگر به خودت ایمان آوردی، همه چیز برای تو مطلوب خواهد شد.

 از سال 85 تابه امروز از تمامی خدمات درمانی و توانبخشی آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز استفاده کرده ام ، کهریزک خانه ء دوم من است ،اینجا همه مثل خودم هستند. از مدیریت آسایشگاه و تمامی کارکنان این مجموعه که مارا می بینند و به ما کمک می کنند ،تشکر و قدردانی می کنم.         

خواندن 3648 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 28 آذر 1395 02:57

درباره ما

نجمن نعناع – حمایت کننده ی معلولین ایران ،سازمانی غیر دولتی در استان کاناگاوا در کشور ژاپن می باشد .این انجمن در جهت حمایت از معلولین جسمی – حرکتی و با هدف رفع نیازها و مشکلات و معضلات زندگی فردی و اجتماعی  معلولین فعالیت می کند .ریاست انجمن را آقای محمد پاشایی عهده دار می باشند که خود نیز با این معضل دست به گریبان می باشند.