جمعه, 09 فروردين 1398 09:00

بازارچه خیریه انجمن نعناع

در تاریخ یکشنبه  97/12/26 از ساعت 10-16 بازارچه خیریه ای با هماهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران و با مشارکت خانم های همکاران سفارت و حضور رایزنی فرهنگی، جامعه المصطفی (ص) ، انجمن صمیمی ، اتحادیه فرش دستباف ایران، عرضه کنندگان صنایع دستی ایران و تعدادی از تجار ایرانی مقیم ژاپن برگزار شد. در این بازارچه غذاهای ایرانی، صنایع دستی، فرش و مواد غذایی به بازدید کنندگان عرضه شد که با استقبال بسیار خوب برخی از دیپلماتهای مقیم ژاپن، جمعی از ایرانیان مقیم و ژاپنی ها روبرو شد. شبکه تلویزیونی فوجی ژاپن نیز به تهیه گزارش خبری از این بازارچه خیریه اقدام کرد.

لازم بذکر است که عواید ناشی از این بازارچه خیریه به زلزله زدگان غرب ایران و نیز کمک به هزینه بیماران درمانگاه بقیه ا.... کرج اختصاص می یابد.

برای اولین بار انجمن نعناع در این بازارچه شرکت کرد و با پخش برشور فعالیت را معرفی کرد که مورد استقبال مردم ژاین و شرکت کنندگان قرار گرفت

 

منتشرشده در همايش و مراسم ها

دومین همایش تاثیرمناسبت سازی وفیزیوتراپی برزندگی معلولان به همت " انجمن نعناع" حمایت کننده معلولان مستقردرکشور ژاپن درآسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز برگزارشد ، دراین همایش جمع زیادی ازمعلولان وخانواده آنها حضورداشتند.

دومین همایش تاثیرمناسبت سازی وفیزیوتراپی برزندگی معلولان

این همایش با پخش فیلمی ازامکانات توانبخشی کشورژاپن درارتباط با مناسب سازی وتجهیزات مورد نیازمعلولان شروع شد وآقای محمدپاشایی رییس انجمن نعناع هدف ازاین همایش را آشنائی معلولان با اثرات مثبت فیزیوتراپی بعد از معلولیت ، روش های نوین مناسب سازی جهت تردد ، رعایت اصول بهداشتی به منظوربهبود زندگی معلولان ضایعه نخاعی بودکه با نشان دادن اسلایدها و فیلمهای آموزشی، امکان استفاده ازوسایل ساده برای زندگی معلولان درایران راتوضیح داد .

درپایان به سوالات حاضرین در همایش پاسخ داده شد وبسته های لوازم بهداشتی ازطرف انجمن نعناع به معلولان شرکت کننده اهدا شد.

دومین همایش تاثیرمناسبت سازی وفیزیوتراپی برزندگی معلولان

دومین همایش تاثیرمناسبت سازی وفیزیوتراپی برزندگی معلولان

دومین همایش تاثیرمناسبت سازی وفیزیوتراپی برزندگی معلولان


 

 


 

 

 

منتشرشده در همايش و مراسم ها

باور معلولیت یعنی برگشتن به زندگی

گفتگو با شقایق جاوید و امیرعلی پور یک زوج خوشبخت معلول که 4 سال است ازدواج کرده اند و از اینکه کنارهم هستند احساس خوشبختی و آرامش می کنند به مصاحبه نشسته ایم

 : - خودتان را معرفی کنید؟ شقایق جاوید هستم، دیپلمه ، متولد 1361 . امیر علی پورهستم ، دیپلمه ، متولد 1357 - علت معلولیت خود را توضیح دهید؟ شقایق: سال 77 گوشه ای از تراس نشسته بودم که یکدفعه تعادلم را از دست دادم ، سرم گیج رفت ، از طبقه سوم به حیاط پرت شدم و از ناحیه کمر ( L1 و (T12 آسیب شدیدی دیدم . هیچ وقت باورم نمی شد اتفاقی پاهایم را از دست بدهم امیر: سال 81 ، با سقوط از یک ارتفاع معلول شدم ، کارم سازه های فلزی برق بود که ناخودآگاه برق مرا گرفت و به سمت پایین پرت کرد واقعا نفهمیدم چه اتفاقی برایم پیش آمد آن لحظه احساس کردم که مردم اما شاید هنوز عمرم دردنیا بود. - در حال حاضربه حرفه ای مشغول هستید؟ شقایق : خانه دار هستم. امیر : ، زمان زیادی طول کشید تا با معلولیتم کناربیایم درابتدا با ماشین کار میکردم اما به تازکی مغازه کوچکی اجاره کرده ام ودر آن لوازم التحریر می فروشم . - از سازمان خاصی به شما کمکی می شود؟ تحت پوشش بهزیستی هستیم اما حدودا 2 سالی است که اصلا سراغ بهزیستی نرفتیم. - احساس شما بعد از معلولیت ؟ شقایق: افرادی که تازه معلول شده اند بهتر است هرچه زودتر با این مسئله کنار بیایند و ان را باور کنند وبپذیرند چون باور هرچه زودتر این مسئله یعنی برگشتن به زندگی. امیر : تا قبل از معلولیتم جوان ویلچری ندیده بودم اما حالا خودم هم گرفتارویلچرشدم. - چه مدت است که از امکانات توانبخشی آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز استفاده میکنید ؟ 6 ماه است که از خدمات توانبخشی آسایشگاه استفاده میکنیم که دربهبودی وضعیت ما موثربوده است. - آسایشگاه خیریه کهریزک ؟ مکانی برای درمان همه معلولین حرف آخر؟ ازسازمانها ،ارگانها و بهزیستی می خواهیم معلولینی که دارای توانایی و تحصیلات هستند را موردحمایت قرار دهند. ما به دنبال ماهیگیری هستیم نه دادن ماهی .

منتشرشده در خاطرات معلولين
پنج شنبه, 01 خرداد 1393 00:22

گفتگو با قنبر قاسمی

کسب مقام دوم طناب کشی نابینایان دربهزیستی استان البرز

من قنبر قاسمی ، متولد 6/2/ 1360 هستم ، دارای دو فرزند می باشم ، پسرم سهیل یک ساله و دخترم حدیث 5 ساله می باشد ، دوسال است که هفته ای دوبار به آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز می روم و ازامکانات ورزشی وآموزشی آنجا استفاده می کنم .

موسیقی را خیلی دوست دارم اما به دلیل مشکلات مالی هیج وقت نتوانستم به این کلاسها بروم اما خدا را شکر آسایشگاه این امکان را برایم فراهم کرد و توانستم زیرنظراستادان خیر ویولون را فرا بگیرم . ازکودکی به صورت مادرزادی کم بینا بودم؛ بیماری (آرپی ) که یک بیماری ضعف عضلانی چشم است دچار شدم . درحال حاضرهم به کاری مشغول نیستم و تا مقطع دیپلم تحصیل کرده ام ، خیلی دوست دارم ادامه تجصیل بدهم اما متاسفانه با اینکه امسال هم دررشته راهنمایی مشاوره دانشگاه آزاد قبول شدم اما نتوانستم به خاطر هزینه هایش دردانشگاه حضور داشته باشم ، امرارمعاش و امورات زندگی خودرابه سختی می گذرانم . امسال هم موفق شدم درمسابقات طناب کشی نابینایان و کم بینایان بهزیستی استان البرز مقام دوم را کسب کنم . از 15 سالگی ورزش میکنم و مقام اول کشوری گل بار و نائب قهرمانی نوجوانان کشوررا کسب کرده ام ، امروز خوشحالم که کلینیک چشم آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز افتتاح شده است شاید با آمدن جراحان و متخصصان چشم پزشک راهی برای درمان چشمانم پیدا شود. وازآسایشگاه که درصدد بهبودی مددجویانی مثل من هستند تشکرمیکنم .

 

منتشرشده در خاطرات معلولين

همایش تحت عنوان ( تا ثیر مناسب سازی و فیزیو تراپی بر زندگی فرد ضایعه نخاعی در تاریخ چهار شنبه 26/5/90 از طرف انجمن معلولان و ضایعات نخاعی استان تهران و انجمن نعنا از کشور ژاپن در آسایشگاه خیریه کهریزک کرج بر گزار می شود.

همایش ضایعه نخاعی در آسایشگاه خیریه کهریزک کرج


منتشرشده در همايش و مراسم ها
چهارشنبه, 31 ارديبهشت 1393 00:05

گفتگو با زندگی محمد

محمد علی سعید لو متولد بهار 1362 وساکن کرج دوران کودکی ونوجوانی خوبی داشته متاسفانه در سن 19 سالگی در اثر سقوط از یک ساختمان 5 طبقه دچار آسیب جدی در ناحیه ستون فقرات شد

سخنی چند از زبان خودش :

در یک روز گرم تابستان سال 81 برای کمک به پدرم که کار ساختمانی می کرد رفته بودم ؛ باید چوبهایی را از طبقه پنجم ساختمان نیمه کاره به پائین می انداختم که ناگهان یکی از چوبها به پایم خورد و تعادل خودم را از دست دادم و سقوط کردم.

مدت 7 روز کامل در کما بودم یعنی دیگر امیدی به زنده ماندن من نبود ؛ با عشقی که خانواده به من می داد کم کم به هوش آمدم ؛ در آن دوران حافظه ام د چار مشکل شده بود و از این وضعیت زجر می کشیدم . دوران نقاهت من طولانی نشد و برای من بسیار سنگین بود درک کنم دیگر توان حرکت ندارم .

من عاشق ورزش والیبال بودم فکر اینکه دیگر نمی توانم بازی کنم دیوانه ام می کرد ولی با لطف خدا توانستم با این مسئله کنار بیا یم ؛ خانواده ام سرمایه کوچکی داد تا بتوانم یک مغازه کوچک باز کنم و مشغول کار شوم .

بعداز گذشت زمان توانستم بدون کمک اطرافیان تمامی کارهای شخصی خودم را انجام دهم و این موضوع اعتماد به نفس مرا بالا برد .

از تاریخ 8/2/1389 با آسایشگاه خیریه کهریزک کرج آشنا شدم و هفته ایی سه روز از امکانات فیزیو تراپی ، کار درمانی استفاده می کنم و تا این لحظه مراحل درمان من به خوبی پیش می رود فکر می کنم در آینده نزدیک بتوانم با عصا راه بروم .     

 

منتشرشده در خاطرات معلولين