×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 42

پنج شنبه, 12 تیر 1393 21:05
منتشرشده در روزنامه و سايت

مصاحبه با حسین اسلامی_اعضای انجمن نعناع

پایگاه خبری البرز ما- معلولیت به شکل ابعاد مختلف در تمام جوامع وجود دارد .در کشور ما نیز تعدادی از هم وطنان از معلولیت های مختلف در رنج و عذاب هستند . تعدادی نابینا ، ناشنوا و تعدادی هم معلول ضایعه نخاعی می باشند که برای گذران زندگی شرایط ویژه ای باید داشته باشند که ارگان ها و سازمان های مختلف در قانون جامع حمایت معلولین موظف به خدمات دهی مناسب به این طیف از افراد جامعه شده اند به منظور آشنایی با وضعیت معلولان ضایعه نخاعی با یکی از آنها گفتگو نمودیم؛

 

خودت را معرفی کن؟

حسین اسلامی، ۲۱ ساله هستم.

چگونه معلول ضایعه نخاعی شدید؟

حدود ۴ سال پیش با دوستانم از پارک به منزل بر می گشتم طی یک تصادف با موتور که ۳ نفره سوار بودیم به تابلو شهرداری که جهت اطلاع رسانی برای آسفالت وسط خیابان گذاشته بودند برخورد کردم .

کجا این اتفاق افتاد ؟

مارلیک

چه کسی موتور را هدایت می کرد ؟

من راننده بودم و ۲ نفر از دوستانم پشت سرم نشسته بودند سرعت ما به اندازه ای کم بود که نفر آخر وقتی تابلو را دید از پشت موتور به پایین پرید وبر اثر این پرش من تعادل موتور را از دست دادم و به تابلو برخورد کردم که در اثر این برخورد گردنم پیچ خورد.

در آن محل هیچ گونه روشنایی و یا چراغ چشمک زنی نگذاشته بودند ؟

هیچ روشنایی نبود و می خواستم دوربرگردان را دور بزنم این اتفاق افتاد.

در آن زمان چند ساله و کلاس چندم بودید؟

 ۱۷ ساله و تا گرفتن دیپلم۲ واحد داشتم ، به تازگی هم دانشگاه قبول شده بودم که بعد از تصادف نتوانستم درسم را ادامه دهم.

چرا نتوانستی ادامه تحصیل بدهید؟

به خاطر اینکه در بیمارستان بستری بودم و حتی نفس کشیدن برایم بسیار سخت بود.

از لحظه تصادف و بعد از آن برای ما تعریف کن؟

زمان تصادف چون هیچ کس خانه ما نبود دوستانم مرا به بیمارستان تامین اجتماعی شهریار بردند که مسئولان بیمارستان گفتند کاری از دست ما بر نمی آید.

به محض تصادف دچار معلولیت شدید؟

 بعد از تصادف بلافاصله معلول شدم ، نمی توانستم هیچ تکانی بخورم در همان لحظه بعد از برخورد ، تابلو بر روی من افتاد و باعث صدمه بیشتر شد.

چه مدت طول کشید تا تو را به بیمارستان برسانند؟

 از زمان برخورد تا رساندن به بیمارستان حدود ۱ ساعتی طول کشید تا آمبولانس بیاید در همین مدت تمامی دوستانم آمدند و گفتند کمک کنیم تا بلند شوی؟ که من مخالفت کردم گویی به من الهام شده بود که به تمام آنها بگویم دست به من نزنند.

بعداز اینکه به دبیمارستان تامین اجتماعی شهریار رفتیم و گفتند کاری از دستشان بر نمی آید دوستانم با پرسنل بیمارستان بحث کردند که باعث شد آنها را از بیمارستان بیرون کنند بعد مجبور شدیم به خانواده ام که مسافرت بودند زنگ بزنیم ولی اصلا دوست نداشتم چون نمی خواستم نگران شوند بعد از تماس، والدینم به سرعت خود را از قزوین رساندند بعد مرا به بیمارستانی در  تهران بردند بعد هم وقت عمل تعیین شد و من تابعد از عمل هم نمی دانستم که معلول شده ام اصلا نمی دانستم قطع نخاع یعنی چه؟

چگونه متوجه شدید که معلول قطع نخاع شده اید ؟

داخل ای سی یو از حرف دیگران پی بردم که قطع نخاع شدم بعد از فهمیدن ماجرا افسردگی شدیدی پیدا کردم با خود می گفتم چرا باید این مصیبت بر سر من بیاید مشکلات ما که کم نبود این هم به همه آنها اضافه شد.

وقتی از بیمارستان مرخص شدی چه اتفاقاتی رخ داد؟

۶ ماه با هیچ کس حرف نمی زدم و فقط داد می زدم حتی نرفتم دیپلمم بگیرم همیشه به این فکر می کردم که چرا باید اینجوری می شد و تا کی این حالت را دارم بعد از ۶ ماه به بیمارستان امام خمینی(ره) رفتم در آنجا چند نفر مثل خودم را دیدم  گفتند باید فیزیوتراپی کنید و .. در آنجا افرادی را دیدم که بیشتر از من مشکل داشتند با دیدن آنها به خودم امیدوار شدم و گفتم باید زندگی کرد بعد از آن هم با فردی به نام پاشایی که به منظور کمک به معلولان ضایعه نخاعی انجمن نعناع را تاسیس کرده بود آشنا شدم او هم معلول ضایعه نخاعی بود و در مورد این بیماری اطلاعات کاملی داشت در این زمینه خیلی به من کمک نمود .

آشنایی با انجمن نعناع چه تاثیری در زندگی تو داشت ؟

کمترینش آن بود که برادرش به منزلمان آمد و چند بار من را ماساژ و ورزش داد  یک ویلچر برقی به من دادند که توانستم از منزل بیرون بروم .

اولین مرتبه بعد از معلولیت از منزل خارج شدید چه حسی داشتید؟

وقتی با ویلچر بیرون رفتم تمام افراد با یه حالت خاص به من نگاه می کردند احساس خوبی نداشتم اکنون برایم شرایط عادی شده است.

می توانید شرایط بیرون از خانه را به تصویر بکشید؟

شرایط و محیط بیرون از خانه جوری بود که اصلا نمی تواستم تنها بیرون بروم فقط با دوستانم بیرون می رفتم و اگر کسی نبود که به من کمک کند مجبور بودم در خانه بمانم. قبل از معلولیت من جوان پر جنب و جوشی بودم ،باشگاه ،پارک و خیلی جاهای دیگر می رفتم ولی بعد از معلولیت کار من خواب  و دیدن تلویزیون شده است .

مدتی بود مغازه گیم نت داشتم اوایل  کار خوب و پر رونقر بود ولی کم کم از رونق افتاد به این نتیجه رسیدیم که مغازه را جمع کنیم.

به تنهایی نمی توانید از منزل خارج شوید؟

من اصلا تنها نمی توانم از منزل بیرون بروم چرا؟ چون فضای شهر، خیابان ، معابر و پیاده روها برای افرادی مانند من اصلا مناسب نیست چاله های درون خیابان دست انداز ها برای افراد عادی مشکل ساز است برای من که طاقت فرسا تر است . من به طور عادی قدرت تحرک ندارم تصور کنید با چاله ها و دست اندازها چگونه می توانم با ویلچیر برقی در سطح شهر تردد کنم . از پیاده رو هم که اصلا نمی شود تردد کرد زیرا عرض خیلی کمی دارد و وسط و کنار کوچه ها جوی آب  حفر شده است .

برای انعکاس مشکلاتت به جایی یا اداره ای مراجعه کرده اید ؟

یک مرتبه از طرف بهزیستی رفتیم به شهرداری ،شهردار گفت که رسیدگی می کنیم ولی هیچ اتفاقی رخ نداد . حداقل دوست دارم شرایط جوری شود که ما بتوانیم با ویلچیر به تنهایی بیرون برویم.ما هم شهروندان این جامعه هستیم و حق داریم تا بتوانیم از خدمات اجتماعی استفاده نمایم دوست دارم به پارک بروم دوست دارم وقتی فیلم جدیدی اکران می شود به سینما بروم مسئولان یک لحظه تصور نمایند که می توانند این گونه زندگی کنند خودشان را به جای افرادی مانند من بگذارند . من هم دوست دارم مسافرت بروم دوست دارم در سطح شهر و محله رفت و آمد داشته باشم آیا چون معلول ضایعه نخاعی شده ام تا آخر عمر محکوم هستم که در منزل بمانم؟.

وضعیت رسیدگی بهزیستی چگونه است ؟

بهزیستی که باید به مشکلات ما رسیدگی کند ، هر ۳ماه که به بهزیستی می روم ۲۰ عدد سوند به من می دهند در حالیکه مصرف روزانه من ۶ عدد است و اون ۲۰ عددی هم که می دهند کیفیت خوبی ندارد و نمی توان از آن استفاده کرد به دلیل مصرف این سوند های با کیفیت پایین چند مرتبه دچار مشکل شده ام .

در منزل با چه مشکلاتی مواجه هستید؟

مادرم به دلیل کمک و جابجایی من دیسک کمر گرفته و اصلا نمی تواند مرا جا به جا کند برادرم هم به سندروم داون مبتلا است پدرم هم وقتی غروب از سر کار برمی گردد خسته و کوفته است که توان کمک به من ندارد حال تصور کنید من به سرویس یا حمام احتیاج داشته باشم و باید یک نفر به من کمک نماید . با توجه به این شرایط یک مرتبه خواستم همه را از این مشکلات راحت نمایم ولی مادر بزرگم در منزل بود و متوجه شد و همسایگان را خبر کرد و من را به بیمارستان رساندند و من را نجات دادند .

چرا به این کار دست زدید؟

تحمل نداشتم پدر و مادرم زجر و سختی بکشند و اگر من می مردم از شر این مشکلات راحت می شدند .

از مسئولان شهر چه توقعی دارید؟

کمترین آن مناسب سازی معابر شهری است تا نه تنها معلولان ضایعه نخاعی بلکه کودکان و سالخوردگان جامعه نیز بتوانند به راحتی از فضای شهر استفاده نمایند . یک پله و دست انداز در سطح شهر برای من مانند فتح یک قله برای افراد سالم جامعه است در سطح شهر پله و دست انداز زیاد به چشم می خورد باید فضای شهر مناسب سازی شود .مسئولان وضعیت معلولان کشورهای توسعه یافته را بررسی نمایند ما هم جزئی از جامعه هستیم که باید به ما خدمت شود.

برنامه ات برای آینده چیست؟

راستش برای آینده خودم خیلی ایده پردازی کرده و می کنم زمانی  که مغازه داشتم به خودم می گفتم چند سالی کار می کنم و  خانه و زندگی مستقل تشکیل می دهم ولی متاسفانه مغازه موفق نبود با این حال دست از تلاش برنمی دارم ولی به قدری مشکلات روز مره زیاد است که انسان نمی تواند برای خود فکر و خلاقیتی داشته باشد من هم مانند تمام انسان ها و افراد جامعه آرزوهای فراوانی دارم دوست دارم ازدواج کنم و تشکیل خانواده بدهم  از اطرافیان هم توقع دارم خودشان را جای من بگذارند و حال من را درک نمایند اگر مشکلی حل نمی کنند و کمک حال نیستند چوب لای چرخ نگذارند در این دنیا افرادی بوده اند که نابینا ، ناشنوا و لال بوده اند ولی با سعی و تلاش و کوشش توانسته اند افراد موثری در جامعه شوند من هم به خدا توکل دارم و روزی مشکلاتم را برطرف می سازم.

 

منبع خبر : البرز ما

خواندن 3314 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 28 آذر 1395 01:42

درباره ما

نجمن نعناع – حمایت کننده ی معلولین ایران ،سازمانی غیر دولتی در استان کاناگاوا در کشور ژاپن می باشد .این انجمن در جهت حمایت از معلولین جسمی – حرکتی و با هدف رفع نیازها و مشکلات و معضلات زندگی فردی و اجتماعی  معلولین فعالیت می کند .ریاست انجمن را آقای محمد پاشایی عهده دار می باشند که خود نیز با این معضل دست به گریبان می باشند.